تبلیغات
همه چیزرایگان - مطالب هفته چهارم تیر 1397
منوی اصلی
همه چیزرایگان
به وبلاگ ما خوش آمدید
  • سیدحمیدرضا شاداب 1397/04/31 ساعت 01 و 04 دقیقه و 07 ثانیه نظرات ()

    ۵۱- آهسته بیا آهسته برو گربه شاخت نزند:پنهان کردن مطلب-بی سر وصدا انجام دادن کاری

    ۵۲- اجاق پدر راروشن نگه داشتن:فرزند داشتن،که بیشتر منظور فرزند پسر داشتن است.

    ۵۳- اجاقش کور است:صاحب اولاد نمی شود

    ۵۴- اجل دور سرش می چرخد:وضیعت ناگوار دارد.نزدیک به مرگ است

    ۵۵- احترام امام زاد ه با متولی آن است:احترام هر کس را باید نزدیکان او حفظ نمایند.

    ۵۶- از آب گل آلود ماهی گرفتن:از هرج ومرج استفاده کردن

    ۵۷- از این ستون به آن ستون فرج است:در انتظار بیش آمد ناگوار همیشه باید امید وار بود.

    ۵۸- از بیخ عرب بودن:چیزی اصلاً سرش نشدن

    ۵۹- از خر شیطان پیاده شدن:از لج بازی بیرون آمدن

    ۶۰- از دماغ فیل افتادن:متکبر ومغرور بودن

    ۶۱- از سه چیز باید حذر کرد:دیوار شکسته-سگ درنده-زن سلیطه

    ۶۲- ا ز کاه کوه ساختن:چیز کوچک وبی اهمیت را بزرگ جلوه دادن

    ۶۳- از کیسه خلیفه بخشیدن:از مال وثروت دیگران اعطا کردن

    ۶۴- از هول حلیم توی دیگ افتادن:از زیادی طمع عجله به جای سود بردن زیان دیدن

    ۶۵- اسب راگم کردن وپی نعلش گشتن:اصل رااز دست دادن و به دنبال فرع آن گشتن

    ۶۶- اگر در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته است:از موقیعت نباید سوء استفاده کرد.

    ۶۷- اگر دنیا را آب ببرد فلانی را خواب ببرد:بسیار لابالی وبی فکر واندیشه است

    ۶۸- اگر کاردش بزنی خونش بیرون نمی آید:از زیادی خشم غضب

    ۶۹- اگر کاه از تو نیست کاهدان از تو است:به آدم پرخور گفته می شود.

    ۷۰- انگشت در سوراخ زنبور کردن:برای خود تولید زحمت ودرد سر کردن

    ۷۱- ایراد بنی اسرائیلی گرفتن:خرده گیری نابه جا و غیر وارد

    ۷۲- این شتری است که در خانه هرکس می خوابد:مرگ برای همه است.

    ۷۳- این کلاه برای سرش گشاد است:درخور توانایی ولیاقت او نیست.

    ۷۴- با پای بروی کفش پاره می شود وباسر بروی کلاه:در هر حال کار خرج دارد

    ۷۵- با پنبه سر بریدن:بانرمی به کسی آسیب رساندن صدمه زدن.

    ۷۶- باد آورده را باد می برد:چیزی که به آسانی و رایگان بدست آید به آسانی هم از دست می رود.

    ۷۷- باد غبغت انداختن :افاده کردن-خود را گرفتن

    ۷۸- باد در فقس کردن: کار بهیوده انجام دادن

    ۷۹- بامجان بم آفت ندارد:خطر،متوجه زشت کاران نمی شود.

    ۸۰- باسیلی صورت خود را سرخ داشتن:با وجود تنگدستی ظاهر خود را حفظ کردن

    ۸۱- با کدخدا بساز ؛ده را بتاز:همراه با بزرگ محل شو و آن محله را بچاپ

    ۸۲- بالاخانه اش را اجاره داده است:عقلش کم است

    ۸۳- بالای سیاهی رنگی نیست:وضع از این بدتر نمی شود.

    ۸۴- با یک تیر دونشانه زدن:از یک عمل دو نتیجه گرفتن

    ۸۵- با یک دست دهندوانه نمی توان گرفت:از دو کار باید یکی را انتخاب کرد وانجام داد.

    ۸۶- بچه عزیز است و ادب عزیز تر:تقدّم عزت ادب در وجود انسان

    ۸۷- بزک نمیر بهار می آید کمبزه با خیار می آید:و عده سرخرمن به کسی دادن.

    ۸۸- برادری به جا بز غاله یکی هفت صد دینار:معامله داد ستد ارتباطی به دوستی ندارد.

    ۸۹- برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند:کار را به خاطر یک شخص نابه هنجار تعطیل نمی کنند.

    ۹۰- برج زهر مار بودن:بسیار عبوس وخشمگین بودن.

    ۹۱- بر خر مراد خود سوار شدن:به هدف خود نائل آمدن

    ۹۲- بر کشک را بسای:بر پی کار خود

    ۹۳- بز گر از سرچشمه آب می خورد:آدم نالایق بیش تر از دیگران به خود می بالد

    ۹۴- بلد نیستم راحت جان است:به کسی گویند که برای فرار از انجام کاری بگوید بلد نیستم

    ۹۵- به بوی کباب آمدیم دیدم خر داغ می کنند:دچار اشتباه بزرگی شدن

    ۹۶- به تنبل گفتند برو سایه گفت سایه خودش می آید:از تنبلی زیاد

    ۹۷- به جیب زدن :استفاده مالی بردن-پولی به دست آوردن

    ۹۸- به چاک زدن:فرار کردن

    ۹۹- به در د لای جرز خوردن:برای هیچ کار مناسب نبودن.

    ۱۰۰- به دریابرود دریا خشک می شود:در باره ی افراد بی طالع و بی اقبال گویند.

    آخرین ویرایش: 1397/04/31 ساعت 01 و 02 دقیقه و 54 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • سیدحمیدرضا شاداب 1397/04/31 ساعت 00 و 53 دقیقه و 25 ثانیه نظرات ()

    ۱- آب از آب تکان نخوردن : کنایه از آرامش : بدون نگرانی

    ۲- آب از آسیاب افتادن :آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد

    ۳- آب از سر گذشتن:امید نداشتن- به پایان آمدن امری

    ۴- آب آمد و تیمم باطل شد :اصل کار آمد وفرع بی مورد است

    ۵- آب توی دلش تکان نمی خورد :آرام وآهسته حرکت می کند

    ۶- آب خوش از گلو پایین نرفتن: راحتی نداشتن

    ۷- آب در کوزه ماتشنه لبان می گردیم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم.

    ۸- آب را از سرچشمه باید بست :جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت.

    ۹- آب زیر پوستش رفته است:کمی چاق شده است-وضع مالیش بهتر شده است.

    ۱۰- آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند.

    ۱۱- آب غوره گرفتن: گریه کردن – گریستن

    ۱۲- آب کش به کف گیر می گوید چقدر سوراخ داری: کسی که خود عیب بسیار دارد وبه اندک عیب دیگری ایراد و خرده می گیرد.

    ۱۳- آبم است وگاوم است نوبت آسیابم است: به مناسبت چندین کار دیک موقع داشتن

    ۱۴- آب نخوردن چشم:امیدی نداشتن

    ۱۵- آب تاب دادن :به موضوعی اهمیت زیادی دادن –اغراق کردن

    ۱۶- آب در دست داری نخور بیا:در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن

    ۱۷- آبی از او گم نمی شود:امکان انجام دادن کار از او نیست-نباید به او امیدی داشت

    ۱۸- آبی که به زندگی نداد حسین چون گشت شهید بر مزارش

    توجهی به کسی در زمان لزوم نکردن در غیر زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروی پس از مرگ سهراب)

    ۱۹- آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک :در اثر حادثه گناهکار و بی گناه از بین بروند

    ۲۰- آتش زیر خاکستر:آرامش موقت-موذی

    ۲۱- آخر کار خود را کردن:به مقصو خود رسیدن-به هدف خود نائل آمدن

    ۲۲- آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل:سواد پیداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است.

    ۲۳- آدم باید لقمه را به اندازه دهانش بگیرد:باید باتوجه به توانایی خود کاری انجام داد.

    ۲۴- آدم شاخ در می آورد:از شدت تعجب-حرفهای دروغ وغیر قابل قبول

    ۲۵- آدم گدا این همه دادا:آدمهای فقیر بیشتر ادا دارند-بیشتر عیب وایراد می گیرند

    ۲۶- آدم گرسنه سنگ را هم می خورد:به کسی می گویند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتنا می کند.

    ۲۷- آدم مفتخور خوش سلیقه می شود:کسی که چیزی را رایگان بدست می آورد بر آن ایراد می گیرد.

    ۲۸- آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند:به کسی که اطلاع از انجام کاری را ندارد وبه نادرست انجام می دهد.

    ۲۹- آدم یکبار پایش تو چاله می افتد:از هر اتفاق وپیشامدی باید عبرت گرفت

    ۳۰- آدم یک دنده:ثابت محکم،بیشتر در جهت منفی

    ۳۱- آرزو را به گور بردن:به هدف ومقصود خود نرسیدن

    ۳۲- آزموده را آزمون خطاست:باکسی که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حیث منفی

    ۳۳- آسمان به زمین نمی آید:اتفاق فوق العاده ای روی نخواهد داد.

    ۳۴- آسمان وریسمان را سر هم بافتن:دوچیز بی تناسب را به هم ارتباط دادن-نامربوط گفتن

    ۳۵- آش پز که دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک:دو یا چند نفر در انجام کاری دخالت داشته باشند کار پیش نمی رود

    ۳۶- آش دهن سوز نبودن:مورد مطلوب نبودن

    ۳۷- آش خوب باشد کاسه اش چوب باشد:اصل مهم است نه فع.

    ۳۸- آش کشک خالته بخوری باته نخوری پاته:در هر حال مجبور به انجام کار بودن.

    ۳۹- آش نخورده ودهن سوخته: کار ی انجام نداده ولی گناهکار شناخته شده

    ۴۰- آشو لاش کردن:صدمه وآسیب سختی دادن

    ۴۱- آشی برای کسی پختن:درد سری برای کسی بوجود آوردن.

    ۴۲- آفتاب لب بام است:مرگ او نزدیک است

    ۴۳- آفتابه لگن هفت دست وشام و ناهار هیچ:تشریفات زیاد ولی اهمیت کار کم

    ۴۴- آفاتب همیشه زیر ابر نمی ماند:حقیقت همیشه پنهان نیست-واقیعت روزی رو خواهدکرد

    ۴۵- آمد زیر ابرویش را بگیرد چشمش را کور کرد:کار خوبی برای کسی خواست انجام دهد اما برعکس شد.

    ۴۶- آن را که حساب پاک است از معامله چه باک است:کسی که نیست که پاکی داشته باشدترسی از حساب وکتاب ندارد.

    ۴۷- آنقدر بایست که زیر پایت سبز شود:انتظار کشیدن بدون نتیجه

    ۴۸- آن وقت که جیک جیک مستانت بود یاد زمستانت نبود:از قبل باید فکر آینده بود

    ۴۹- آویزه گوش کردن:پندی را فراگرفتن را بکار بستن

    ۵۰- آه در بساط نداشتن:کاملاً بی چیز و فقیر بودن


    باتشکر

    مدیریت وبلاگ همه چیزرایگان

    آخرین ویرایش: 1397/04/31 ساعت 00 و 53 دقیقه و 13 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • سیدحمیدرضا شاداب 1397/04/31 ساعت 00 و 51 دقیقه و 23 ثانیه نظرات ()

    1 اجاره نشین خوش نشینه !

    جهت بازدید به ادامه مطلب مراجعه نمائید.




    باتشکر

    مدیریت وبلاگ همه چیزرایگان

    آخرین ویرایش: 1397/04/31 ساعت 00 و 51 دقیقه و 00 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • سیدحمیدرضا شاداب 1397/04/31 ساعت 00 و 48 دقیقه و 32 ثانیه نظرات ()

    1 با آل علی هر كه در افتاد ، ور افتاد .

    2 با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیكت !

    3 با این ریش میخواهی بری تجریش ؟

    4 با پا راه بری كفش پاره میشه، با سر كلاه !

    5 با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !

    6 باد آورده را باد میبرد !

    7 با دست پس میزنه، با پا پیش میكشه !

    8 بادنجان بم آفت ندارد !

    9 بارون آمد، تركها بهم رفت !

    10 بار كج به منزل نمیرسد !

    11 با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچكدام با هرهیچكدام هر دو !

    12 بازی اشكنك داره ، سر شكستنك داره !

    13 بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !

    14 با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره !

    15 با كدخدا بساز، ده را بچاپ !

    16 با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میكنه !

    17 بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !

    18 بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !

    19 با مردم زمانه سلامی و والسلام .

    20 تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !




    باتشکر
    مدیریت وبلاگ همه چیزرایگان
    آخرین ویرایش: 1397/04/31 ساعت 00 و 51 دقیقه و 28 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • سیدحمیدرضا شاداب 1397/04/27 ساعت 11 و 45 دقیقه و 53 ثانیه نظرات ()
    [
    ]




    باتشکر
    مدیریت وبلاگ همه چیزرایگان
    آخرین ویرایش: 1397/04/27 ساعت 11 و 45 دقیقه و 57 ثانیه
    ارسال دیدگاه
  • سیدحمیدرضا شاداب 1397/04/23 ساعت 16 و 13 دقیقه و 21 ثانیه نظرات ()
    [
    ]




    باتشکر
    مدیریت وبلاگ همه چیزرایگان
    آخرین ویرایش: 1397/04/23 ساعت 16 و 14 دقیقه و 07 ثانیه
    ارسال دیدگاه